دیگه نمیتونم الکی هم لبخند بزنم
تو ذهنمم نمیتونم محبت رو تصور کنم
نمیتونم ندیده بگیرم...
نشنیده بگیرم...
میشه اینطوری زندگی کرد؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۰ ساعت 4:19 توسط مرده متحرکـــــ
|
تو ذهنمم نمیتونم محبت رو تصور کنم
نمیتونم ندیده بگیرم...
نشنیده بگیرم...
میشه اینطوری زندگی کرد؟
دم نمی زنم...
چرا؟؟؟
چشمام داره در میاد... اما مرد که گریه نمیکنه...
من مثل یه مرد وایسادم....
وایسادم...
الاغ....