دیگه نمیتونم الکی هم لبخند بزنم

تو ذهنمم نمیتونم محبت رو تصور کنم

نمیتونم ندیده بگیرم...

نشنیده بگیرم...

میشه اینطوری زندگی کرد؟

بوی گند خیانت همه زندگیمو گرفته...

دم نمی زنم...

چرا؟؟؟

چشمام داره در میاد... اما مرد که گریه نمیکنه...

من مثل یه مرد وایسادم....

وایسادم...

 

درد مث همیشه

هر غلطی خواسته کرده بعد قیافه هم گرفته...  گم شو عوضی...

الاغ....